الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
194
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
به ديگرى روى دارى . بلندمرتبه است خداوندى كه با توانمندى چهقدر با لطف و كرامت است . و تو با اين ناتوانى چهقدر بر معصيت او گستاخ ، حالى كه در پناه ستر او به سر مىبرى و در وسعت فضل و كرمش مىكوشى . نه لطف خود را از تو بازداشته و نه پردهء سترش را از تو برگرفته است ، بلكه يك چشم برهم زدن هم از دايره عنايت او بيرون نبودهاى ، يا در نعمتى هستى كه او برايت پديد آورده ، يا در گناهى كه بر تو پوشانيده يا بلايى كه از تو دفع كرده است . پس دربارهء او چه فكر مىكنى اگر از او اطاعت مىكردى ، به خدا اگر اين رفتار ( روى گرداندن تو از او و روى آوردن او به تو ) ميان دو نفرى بود كه در توانايى و نيرو باهم برابر بودند ، تو اولين كسى بودى كه به بدى اخلاق و زشتى اعمال خود حكم مىنمودى . به حق همىگويم كه دنيا تو را نفريفته ، بلكه اين تويى كه فريب دنيا را خوردهاى . دنيا پندهاى زيادى را براى تو آشكار كرده . و تو را به عدل و برابرى آگاه ساخته است . دنيا به وعده و وعيدهايى كه به تو مىدهد از قبيل نزول بلاء در اندامت و ورود نقص در نيروهايت راستگوتر و وفادارترست از اينكه به تو دروغ گفته و يا تو را مغرور سازد . چهبسيار نصيحت كنندگان تو دربارهء دنيا كه آنان را متهم نموده ، و چه بسيار راستگويان كه از وضع دنيا به تو خبر داده آنان را دروغگو پندارى . اگر دنيا را در شهرهاى ويران و خانههاى خالىاش بشناسى آن را در حسن يادآورى و ابلاغ موعظه ، به منزلهء يار دلسوزى بيابى كه از گمرهى تو نگران است . دنيا خوب خانهاى است براى كسىكه به آن دل نهبندد ، و خوب جايى است براى كسىكه آن را وطن خود نداند ، بهراستى سعادتمندان به وسيله دنيا در فرداى قيامت كسانى هستند كه امروز از آن گريزانند . آنگاه كه زمين سخت بلرزد و قيامت به سختىهايش محقق گردد و به هردينى گروندگانش و به هرمعبودى پرستندگانش و به هرفرمانروايى فرمانبرانش بپيوندند ، در آن روز حتى حركت چشم و صداى آهستهء پا به عدل و داد جزا داده شود چه بسيار حجتها كه در آن روز بىاساس و عذرها كه رد گردد . در دنيا طورى عمل كن كه ( در قيامت ) عذرى داشته باشى و دليل تو استوار باشد . از دنياى گذرا براى آخرت